عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
46
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
اذا كان كون الرسول ص فى الكفار يمنع العذاب عنهم فيكون المعرفة فى القلوب اولى ان يدفع العذاب عنهم . آن روز كه مصطفى ص را خبر دادند كه رفتن بسراى آخرت نزديك است و مركب بشريت وى را به حضرت الهيت نقل فرمودند . عزرائيل حاضر بود ، رسول خدا وى را گفت : جبرئيل را كجا ماندى ، گفت : - به آسمان نخستين مقدسان ملاء اعلى او را تعزيت ميدهند ، عزرائيل بحرمت بايستاد تا خود چه فرمايد ، جبرئيل در آمد ، سيد گفت : - يا جبرئيل ما حال امتى ؟ حال امت من چيست ، و كار ايشان گوى بچه رسيد ، جبرئيل گفت : - يا سيد چه دل مشغول دارى و چه انديشهبرى ، نه حق ميگويد ، وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ ، گفت : - يا جبرئيل چون من از ميان ايشان بيرون شوم گوى حال ايشان چون بود ؟ جبرئيل به حضرت عزت باز رفت و آخر آيت آورد ، وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ، يا سيد ! ملك جل جلاله ميگويد : كه تا استغفار كنند در زينهاراند از عذاب ، گفت : يا جبرئيل ازان ميترسم كه اگر در استغفار تقصير كنند ؟ جبرئيل به حضرت عزت باز رفت و باز آمد و گفت : ملك تعالى و تقدس ترا سلام مىكند و ميگويد ، هر كه پيش از مرگ بيك سال عذر خواهد عذرش بپذيرم كه من پذيرندهء عذر خواهانم ، نيوشندهء آواز سائلانم ، پوشندهء عيب عيبيانم . سيد گفت : - يا جبرئيل يك سال در عمر امت من بسيار بود مسامحتى بخواه ، جبرئيل رفت و باز آمد گفت ، ميگويد : عز جلاله كه يك سال با يك ماه آوردم ، اگر يك ماه پيش از مرك توبه كنند بپذيرم ، گفت : يا جبرئيل نيز خواهم كه يك ماه بسيار است ، جبرئيل آمد و يك ماه با يك هفته آورد و يك هفته با يك ساعت آورد ، پس جبرئيل گفت : يا سيد ، ملك مىگويد : جل جلاله در آن ساعت كه جان بنده بغرغره « 1 » رسد اگر توبه كند بپذيرم و گناهش درگذارم ، سيد گفت : يا جبرئيل ازان ميترسم كه آن ساعت كه هول مطلع تلخى جان كندن گرد وى در آيد زبانش كار نكند و عذر نتواند خواست . جبرئيل رفت و باز آمد و گفت : الندم توبة ، چون پشيمانى در دلش آمد بپذيرم اگر چه زبان كار نكند ، گفت : يا جبرئيل آن بيچارهء درمانده در آن سكرات مرگ ، بعيد نباشد اگر پشيمانى نيز فراموش كند و با آن نپردازد ، جبرئيل رفت و باز آمد و گفت : الرب يقرئك السلام و يقول ان لم يكن هذا كله فاين رحمتى و اين شفاعتك ؟ اى مهتر
--> ( 1 ) غرغره - بفتح اول بر وزن پنجره . رسيدن جان را گويند در گلو بوقت نزع ( فرهنگ برهان قاطع )